
ارتش آمريكا در دهه 1960 از نوعي عامل شيميايي معروف به «ايجنت اورنج» در جنوب ويتنام و به ويژه در جنگلهاي مناطق مرتفع (نزديك مرز ويتنام با كامبوج) كه به صورت كمينگاه ويت كنگ درآمده بود استفاده كرد. با اين كه از زمان بكارگيري اين سلاح شيميايي چهار دهه و از پايان جنگ ويتنام 33 سال مي گذرد، اين مواد همچنان در ويتنام قرباني مي گيرند. اين مواد در دهه 1960، به هر دو طرف جنگ آسيب وارد آورد.
عكسهاي بالا كه از نسل تازه قربانيان آن مواد در جنوب ويتنام گرفته شده است در آوريل 2008 در يك رسانه آمريكايي انتشار يافته بود كه ادغام شده اند. تصاوير نشان مي دهند كه عامل شيميايي مورد بحث روي استخوانهاي نسل دوم و سوم ساكنان محل تاثير سوء داشته است.
اصطلاح «ايجنت اورنج» به اين لحاظ رايج شده است كه اين مواد در بشكه هاي نارنجي رنگ از آمريكا به ويتنام حمل شده بود

برزيلي ها 23 آوريل را سالروز تاسيس كشور خود مي دانند ولي دولت وقت اين كشور 21 آوريل 1960 (سالروز اعدام تيرادنتس قهرمان استقلال برزيل) برزيليا پايتخت تازه برزيل را گشود و ادارات مركزي سه قوه حكومتي را به آنجا منتقل كرد.
برزيل تنها كشور جهان بشمار مي آيد كه براي حل مسئله ترافيك و جمعيت و مشكلات ناشي از آنها، براي پايتختي خود يك شهر تازه، و درست در مركز كشور ساخته و محدوديت هايي براي سكونت در آنجا وضع كرده است. مشكلات محيط زيستي سبب شده است كه برخي از دولتها به انديشه انتقال پايتخت ها به شهري كوچك و يا تازه ساز در مركز كشور افتند. برزيليا پايتخت تازه برزيل ظرف 41 ماه ( 1956 تا 1960) ساخته شد.
پدرو آلوارس كابرال دريانورد پرتغالي که 22 آوريل 1500 ميلادي به آبهاي برزيل رسيده بود روز بعد (23 آوريل) از کشتي پياده شد و پاي بر اين سرزمين قاره آمريكا گذارد كه چون داراي جنگلهاي درخت برزيل (چوب سرخ) بود نامش را برزيل گذارد و پس از چند روز، يكم ماه مه، آنجا را ملك شخصي پادشاه پرتغال اعلام داشت و با نصب يك پرچم پرتغال و يك صليب چوبي كه همانجا ساخته شده بود آن سرزمين پهناور و مسكون را به همين آساني متصاحب شد.
كابرال و همراهانش هنگام ورود به برزيل با انبوه بوميان (سرخپوستان) رو به رو شدند كه در كلبه هاي بزرگ زندگي مي كردند و در گهواره (هموك) مي خوابيدند و براي شكار از تير و كمان استفاده مي كردند. آنان مردماني صلح طلب بودند و در صدد وارد ساختن آزار به تازه واردين برنيامدند. برزيل با وسعتي بيش از هشت ميليون و پانصد هزار كيلومتر، تا قرن نوزدهم وابسته به پرتغال كوچولو بود.

سعدي در مقايسه با ديگر شاعران كهن فارسي اين اقبال را داشته كه از 400 سال پيش و حتي يك قرن پيشتر از همشهري خود ـ حافظ ـ در سرزمينهاي ديگر معرفي و شناخته شود.
از حدود 300 سال پيش كه خاورشناسان اروپايي با ادبيات مشرق زمين آشنا شدند با نوعي اشتياق به ترجمه و پژوهش درباره آثار كهن ادبيات فارسي پرداختند.